تبليغاتX
پنجره - مناجات

  شوق

امام علي عليه‌السلام: منتظر فرج از جانب خدا باشيد و از رحمت و دست‌گيري خداوند نااميد نباشيد. همانا دوست داشتني‌ترين كارها در پيش‌گاه خداوند عز و جل، انتظار فرج است.

آقا جان! چه‌قدر دل‌م گرفته است.

نه از غم ظلم. نه از بي‌داد زمانه. نه از جفاي ياران.

... كه از طنين قدم‌هايت. از رايحه‌ي ياس‌وارت. از شوق ديدارت.

آقا جان! ديگر نااميدي بس است. ديگر شكوايه نخواهم كرد. ديگر بر مظلوميت‌ تو و ما نخواهم گريست كه گريه از ظلم كار شيعه نيست. شيعه وقتي شيعه است كه حيات را با انتظار بياميزد. انتظاري كه سرا پا شور است و تكاپو. اميد است و پاي‌داري. و پاي‌داري، حق شيعه است.

آقا جان! چه‌قدر دل‌م گرفته است.

نه از اندوه بي‌عدالتي. نه از حرمان روزي. نه از تنگي رزق.

... كه از اميد به امروز و فردا آمدن‌ت. از ذوق نيوشيدن آواي مناجات‌ت. از پژواك دعاي «الهي! عظم البلاء، و برح الخفاء، و انكشف الغطاء و انقطع ...» و به اين فراز كه مي‌رسي، دلت نمي‌آيد از قطع اميدت بگويي، كه خود بيش از ديگران به فرج اميد داري.

آقا جان! ديگر ياد گرفته‌ايم كه براي زود آمدن‌ت بايد نمازمان را سر وقت بخوانيم و با توجه. كه به ديدار خويشان و كسان برويم و عيادت بزرگان. كه دست نيازمندان را به حد وسع‌مان بگيريم و از مال دنيا هر چه را فراموش كنيم جز انفاق. كه در پيامك‌هامان هم در سلام پيش‌قدم باشيم و جلودار. كه به قانون احترام بگذاريم حتا دور از چشم مجري آن. كه ... كه اگر چنين نباشيم، روزي هزار ختم قرآن كردن‌مان به نيت فرج‌ت، پشيزي هم ارزش نخواهد داشت.

آقا جان! چه‌قدر دل‌م گرفته است.

نه از غصه‌ي فلسطين. نه از ظلم بر عراق. نه از هجران لبنان و افغانستان و سودان.

... كه از خوشي وعده‌هاي ديروزها. از رسيدن هر چه شتابان فرداها. از آزادي آزاده‌گي. از گسست زنجيرهاي بنده‌گي غير. از رهايي سرزمين‌‌هاي غصب شده. از سونامي امواج بيداري الهي.

آقا جان! چه‌قدر دل‌م ظهور مي‌خواهد. چه‌قدر شوق حضور دارم. چه‌قدر دل‌تنگ بيعت با انصاف‌م. چه‌قدر از اين‌همه كار زمين مانده در عجب‌م. چه‌قدر از اين مقدار عمل انجام نشده در حيرت‌م. چه‌قدر بر سهولت رسيدن به لقاءت سرگشته‌ام. چه‌قدر از رفتن فرصت‌هاي پيشين در افسو‌س‌م. و چه‌قدر اميدوار به انجام اين همه، پس از پي‌بردن به راز ساده‌گي‌اش.

آقا جان! ...

بيا ... بيا كه شيعيان‌ت، راه را پيدا كرده‌اند.

+ نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 3:40 قبل از ظهر توسط کمیل مسعودی |